شمیم دل
اربعین

باز اربعین آمد، باز غم زینب تازه گشت و به یاد برادری افتاد که چهل روز پیش فدای اسلام شده بود.

پس حق دارد برای او خون گریه کند....

کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
در عزای اربعینت جان او بر لب شده
او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده
زینبی کز نور او دنیای دل جان می گرفت
بین چگونه عالم قلبش ز هجرت شب شده
جان مادر از رقیه نزد او حرفی نزن
زین سبب از شام تا کرب و بلا در تب شده
سرفراز آمد به دیدار حسین بن علی
با زبان حیدری زینت برای اب شده
من نمی گویم بر او بعد علمدارت چه شد
هیبت زهرا نشان، گویای این مطلب شده

برای سلامتی همه مریضا دعا کنید ....

خدایا مرضای اسلام و مسلمین را شفای عاجل عنایت بفرما

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩۱/۱٠/۱٥ - شمیم