شمیم دل
تاجر و روضه امام حسین (ع):

تاجر و روضه امام حسین (ع):

تاجری بود که هر سال برای امام حسین (ع) مجلس روضه ترتیب می داد ، او پس از ده سال ورشکست شد به طوری که دیگر آه در بساط نداشت. روزی با حسرت آهی کشید. زنش پرسید سبب چیست: تاجر گفت هر سال ما در این ماه ادای روضه می نمودیم ولی متاسفانه امسال پولی در بساط نداریم.

زنش گفت : خب این فرزندمان را به بازار ببر و به عنوان برده بفروش و با پول آن روضه بده.

بالاخره با مشورت مرد تاجر پسرش را برداشت و راهی کوفه شد.

در راه به اسب سواری برخورد نمود و پسر را به او فروخت و با ناراحتی تمام به منزل برگشت و آماده مجلس روضه شد.

هنگام شب بود دیدند پسر با اشک چشم به خانه برگشت. پدرش گفت من که تورا فروخته بودم پس چگونه برگشتی؟

پسر گفت: پس از این که شما رفتید من خیلی ناراحت شدم و شروع به گریه نمودم و سوار علت را پرسید و من هم کامل توضیح دادم.

سواره به من گفت : اسمت چیست ؟ گفتم : علی اکبر

سواره گفت : من هم پسری داشتم که نامش علی اکبر (ع) بودو به من گفت به خانه برگرد و به پدرت بگو امام حسین (ع) روضه ات را پذیرفت.

سواره همان امام حسین (ع) بود که برده را خرید تا تاجر بتواند پولی بدست آورد و بتواند روضه خود را انجام دهد و پس از آن پسر را نیز به خانواده برگرداند.

نقل از امام جمعه اسدآباد در خطبه های نماز در سال 1389

 

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩٠/۱/٢٥ - شمیم