شمیم دل
شادی در اسلام

شادی در اسلام

تا   توانی    دفع   غم    از  خاطر غمناک کن     

در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن

درآمد:

شادی، از مهم ترین احساسات و نیازهای بشر به شمار می رود. هر ملتی با توجه به باورهایش به گونه ای ابراز غم و شادی می کند. اسلام نه تنها این احساسات را سرکوب نمی کند، بلکه بر اساس برخی آیه ها و روایت ها آن را امری ضروری می داند و البته برای آنها حد و مرزی قایل شده است تا بدین طریق، کنترل مثبتی شوند. در این مجموعه ابتدا شادی را تعریف می کنیم و سپس به ضرورت و شرایط و معیارهای این بحث در چهار چوب اسلام، همچنین به عوامل و آثار شادی اسلامی می پردازیم.


تعریف شادی

شادی؛ در لغت به معنای، خوشحالی، سلامتی و فرح
آمده است. آنچه در این نوشتار مورد نظر ماست، همان معنای نخست، یعنی خوشحالی و
مسرت است.

 

در تعریف اصطلاحی شادی، شهید مطهری رحمه الله می
فرماید:

 

سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع
بر اینکه یکی از هدف ها و آرزوها انجام یافته است یا انجام خواهد یافت، به انسان
دست می دهد.

 

یکی از دانشمندان در این باره می گوید: «شادی،
عبارت است از مجموع لذت ت های بدون درد.» نویسنده کتاب «انگیزش و هیجان» نیز در
تعریف شادی چنین می نویسد: « شادی احساس مثبتی است که از حس رضایت مندی و پیروزی
به دست می آید».

 

به طور کلی می توان گفت: سرور، حالت خاصی از لذت
است که این لذت موجب جلای درون از غم و ناراحتی می شود. این امر درونی گاهی نشانه
هایی نیز در بیرون از خود دارد؛ مانند خنده یا گریه شوق، از جمله گریه مادری که
طفل گم شده خود را می یابد. البته اگر مسائلی همچون مال و ثروت و شهرت، تنها لذت و
سروری این چنین را به دنبال داشته باشند، مایه خرسندی است.

 

;شادی آن شادی است که از جان رویدت  ;تا درون از هر ملالی شویدت 

;ور نه آن شادی که از سیم و زر است  ;آتشی دان کاخرش خاکستر است 

 

ادیب

ضرورت شادی

شادی یکی از نیازهای اساسی زندگی و عاملی برای
رشد و موفقیت است. نظام هستی به گونه ای است که اسباب شادی را برای انسان فراهم می
کند؛ بهار طرب انگیز، آبشارهای زیبا، گل های رنگارنگ، صحنه طلوع خورشید، باران لطیف،
پرندگان زیبا و نغمه سرایی آنها و بسیاری دیگر از پدیده های شگفت انگیز جهان، شادی
را برای ما به ارمغان می آورند.

 

;حق تو را از بهر شادی آفرید  ;تا ز تو آرامشی گردد پدید 

;پس در آرامش نمایی زندگی  ;وارهی از مشکلات زندگی 

 

حاجی کمال مشک ساز

 

البته دین ما یعنی دین فطرت و طبیعت، پیروان خود
را به شادی های مثبت و سازنده دعوت می کند. امام علی علیه السلام می فرماید:

 

این دل ها همانند بدن ها خسته و افسرده می شوند و
نیاز به استراحت دارند، در این حال، نکته های زیبا و نشاط انگیز برای آنها انتخاب
کنید.

 

امام رضا علیه السلام می فرماید:

 

اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را
برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت و برای تأمین زندگی، بخشی را برای معاشرت و
هم صحبتی با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیب هایتان آگاه سازند و
بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح و شادی،
نیرو و توان انجام وظیفه های خود را تأمین کنید.

 

بزرگ مرد تاریخ، امام خمینی رحمه الله اهمیت خاصی
به تفریح می داد و به بعضی از فرزندانش سفارش می کرد که تفریح داشته باش و اگر تفریح
نداشته باشی، نمی توانی خودت را برای تحصیل آماده کنی و هنگامی که می دید بعضی از
فرزندانش در روز تعطیلی مشغول درس خواندن هستند، می فرمود: «به جایی نمی رسی؛ چون
باید موقع تفریح، تفریح کنی» و نیز می فرمود: «من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح
را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح».

 

کنترل شادی

سرور و شادی، همانند دیگر حالت های روحی نیاز به
کنترل دارد و اگر مهار نشود، به طور حتم زیان هایی را به دنبال خواهد داشت. چه بسیار
جوانانی که برای ارضای چنین نیازی خود را به مرداب شهوت رانی و دام اعتیاد می
اندازند که اگر این افراد از ابتدا برای شادی و نشاط خود قانون و ضابطه ای تعیین
کنند و به حد اعتدال آن قانع شوند، هرگز به چنین انحرافاتی کشیده نمی شوند. اگر
اسلام شادی را ضروری می داند، در جای دیگر به مراقبت نفس و محاسبه اعمال دستور می
دهد تا هر میلی در جهت مثبت و هدف مند خود به حرکت درآید و بیراهه نرود.

 

آداب و شرایط شادی

گرچه شادی از نیازهای اولیه انسان است، هر شادمانی
و نشاطی مطلوب اسلام نیست. بعضی گمان می کنند با ثروت اندوزی از راه حرام، استفاده
از موسیقی های مبتذل، شرکت در مجالس گناه و فساد و با تمسخر و غیبت می توانند خوشی
و شادی واقعی و بی پایانی را برای خود فراهم کنند، در حالی که هر کدام از این
موارد موجب غم و اندوه درونی در دنیا و حسرت و پشیمانی در آخرت است. آنچه اسلام آن
را شادی می نامد و ضروری می داند، نشاط و شادمانی ای است که با رعایت آداب و موازین
اسلامی و شرعی آن به دست آمده باشد و از آن جمله به این موارد اشاره می کنیم:

 

1. گناه و معصیت نباشد

مجالس شادی باید از هر گونه گناه و معصیت خالی
باشند. در بیشتر مجالس عروسی، افراد شرکت کننده برای اینکه رضایت عروس و داماد و
خانواده آنها را جلب کنند، به رقاصی و لهو و لعب می پردازند و خود را با این
استدلال پوچ قانع می سازند که اگر این کار را نکنم، فردا از من گلایه می شود. امام
صادق علیه السلام در جایی می فرماید: «خداوند را به غضب درنیاورید به خاطر رضایت و
خشنودی احدی از مردم و نزدیک نشوید به مردم به وسیله دوری از خدا.» به بعضی دیگر
از شرکت کننده ها که ناظر این افراد هستند، وقتی گفته می شود: چرا در چنین مجالسی
شرکت می کنید؟ می گویند: ما که گناهی انجام نمی دهیم، فقط یک گوشه برای خود نشسته
ایم. امام صادق علیه السلام دراین باره فرموده است: « سزاوار نیست برای مؤمن در
مجلسی بنشیند که معصیت خدا در آن می شود و او نمی تواند جو مجلس را عوض کند».

 

2. همراه با اذیت و آزار نباشد

یکی دیگر از شرایط شادی این است که با اذیت و
آزار دیگران همراه نباشد. در بسیاری از موارد افراد آن چنان غرق تمسخر و غیبت دیگران
هستند که آن را از بهترین وسایل سرگرمی و شادی خود می پندارند، در حالی که قرآن کریم
می فرماید: «ویل لکل همزة لمزة؛ وای بر هر عیب جوی هرزه زبان.» (همزه:1) امام صادق
علیه السلام سخن تکان دهنده ای در نکوهش غیبت دارد: «غیبت، در محو دین، از مرض
خوره در شکم انسان سریع تر عمل می کند».

 

و یا افرادی که با صدای موسیقی و آهنگ های مبتذل،
خواب را از چشم همسایگان می ربایند و یا با مزاحمت های تلفنی، آسایش را از دیگران
سلب می کنند، باید بدانند که با این کارها دل پیامبر را آزرده می سازند، چرا که پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که مؤمنی را آزار دهد، مرا آزار داده
است.» هشام ابن سالم هم می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود،
خداوند فرموده است: «آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ می دهد.» چه
فرد عاقلی حاضر می شود برای چند لحظه شادی کاذب و زود گذر، به خداوند متعال اعلان
جنگ کند؟!

 

نکوهش تمسخر و استهز

آنهایی که خود را با تمسخر و استهزای دیگران شاد
می کنند، این گونه می پندارند که از افراد مورد تمسخر برترند و با این دید خود را
به ریشخند و تمسخر آنان مجاز می دانند. خداوند متعال در قرآن کریم در این مورد می
فرماید: «ای مؤمنان! گروهی از شما گروه دیگر را مسخره نکنند، چه بسا که آنها بهتر
از ایشان باشند.»(حجرات: 1) و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه زیبا حال این
افراد را در قیامت توصیف می کند:

 

کسانی که مردم را مسخره می کنند، در مقابلشان دری
از درهای بهشت گشوده می شود و به آنها گفته می شود بشتابید، بشتابید. وقتی آنها با
تمام غم و غصه خود را به در می رسانند، در بسته می شود و پیوسته این عمل تکرار می
شود تا جایی که وقتی در به روی آنها گشوده می شود و می گویند بشتابید، آنها دیگر
از جای خود تکان نمی خورند.

 

3. لهو نباشد

در آیین اسلام، سرگرمی های زیان بار و تمام عوامل
بازدارنده از پیشرفت های معنوی، ممنوع است. « موسیقی و غنا»، یکی از سرگرمی های
مضر است که آدمی را از توجه به خدا و آخرت بازمی دارد. استعمارگران نیز با تمام
قدرت خود می کوشند در قلمرو نفوذ خود، جامعه را به غفلت و بی خبری بکشانند تا دیگر،
کسی به فکر مسائل حیاتی و مهم واقعیت های زندگی نباشد. بدین منظور، تلاش می کنند
از عواملی که انسان را در هاله ای از غفلت و بی خبری می کشاند، استفاده کنند؛
مانند: مشروبات الکلی، فحشا، قمار، آزادی جنسی، بی بند و باری، رقص، موسیقی و... .

 

شگفت آور است که برخی ناآگاهانه به موسیقی همراه
با غنا پناه می برند و آن را غذای روح می پندارند. در بحار الانوار آمده است:

 

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام خدمت آن حضرت
رسید و پرسید: من همسایگانی دارم که آنها کنیزان خواننده دارند، می خوانند و می
نوازند و گاهی صدای غنا و موسیقی آنها در دست شویی به گوش من می رسد و من نشستن
خود را طول می دهم تا نغمه های آنان را بشنوم، آیا مانعی دارد؟

 

حضرت فرمود: دیگر چنین نکن، او گفت: به خدا قسم
من در مجلس موسیقی آنان شرکت نمی کنم، بلکه فقط گاهی از خانه خودم به آن گوش می
دهم!

 

حضرت فرمود: آیا کلام خدا در قرآن کریم را نشنیده
ای که می فرماید: «... إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُوءادَ کُلُّ أُولئِکَ
کانَ عَنْهُ مَسْوءُلاً؛ (در پیشگاه خداوند) گوش، چشم و دل ها همه مسئول هستند.»
(اسراء: 36) آن مرد گفت: تا به حال این آیه را نشنیده بودم، اکنون متوجه شدم و دیگر
چنین کاری انجام نمی دهم. سپس حضرت فرمود: در چه حال بدی بودی، اگر در این حال از
دنیا می رفتی.

 

همچنین در فتاوی مراجع تقلید درباره احکام موسیقی
آمده است:

 

شنیدن و نواختن موسیقی مطرب، حرام است. استفاده
از آهنگ هایی که مناسب مجالس لهو و غناست، حرام است و فرقی بین موسیقی سنتی و نوین
و فرح انگیز و غیر آن نیست. در حرمت موسیقی، بین مراسم عروسی و غیر آن فرقی نیست.

 

4. میانه روی در غم و شادی

در زندگی انسان، غم و شادی، هر دو از نیازهای روح
هستند و باید هر کدام به مقدار لازم وجود داشته باشد؛ زیرا اگر سراسر زندگی انسان
سرشار از شادی و نشاط باشد، منشأ غفلت و دوری از خدا می گردد و اگر تمام زندگی
انسان پر از غم و ناراحتی باشد، روح انسان فرسوده می شود و آسیب سختی می بیند.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پارسایان در سختی ها چنانند که گویی در آسایش و
راحتی فرود آمده اند، آنها با سختی ها و بلاها همان اندازه انس دارند که با راحتی
ها.» این حدیث بیان می کند که مؤمنان، افزون بر اینکه سختی ها را به راحتی تحمل می
کنند، انس و الفت آنها به سختی ها به اندازه الفتشان به راحتی ها و خوشی هاست.

 

معیارهای شادی

غم و شادی افراد با توجه به عقاید و باورهای آنها
متفاوت است. اصولاً میزان رشد فکری و عظمت و کمال روح هر شخصی را از شادی ها و غم
های او می توان دریافت، یکی خوشحالی اش به عفو و گذشت است، دیگری به انتقام. یکی
غصه می خورد که چرا مردم خلاف می کنند، دیگری غمش برای این است که چرا او را از
خلاف بازمی دارند. بنابر نظام تربیتی اسلام، مطلوبیت هر چیز زمانی است که در مسیر
کمال و سعادت انسان باشد. پس شادی وقتی مطلوب است که در مسیر کمال و سعادت فرد
باشد. از معیارهای شادی مطلوب موارد زیر است:

 

1. شادی به اطاعت خداوند

مؤمن با به دست آوردن توفیق طاعت خداوند متعال،
به شادی و نشاط می رسد؛ چرا که می داند هر خیر و سعادتی در پرتو اطاعت و عبادت
خداوند متعال میسر می شود و سرپیچی از او، مخالفت با سلطان سلاطین است که قلمرو
فرمانروایی او، گیتی با تمامی گستره آن است و فرار از حساب او غیرممکن و طاعت او
موجب نزدیکی و قرب به اوست و قرب به بالاترین قدرت، خود، قدرتی است والا و چون این
قدرت، قدرت حقیقی است، سبب شادی حقیقی می شود. این است که امام علی علیه السلام می
فرماید: « شادی مؤمن به طاعت پروردگارش است و حزنش بر گناه و عصیان».

 

2. پرهیز از گناه

عامل دیگر شادی مؤمن، پرهیز از گناه است؛ چرا که
لذت و خوشی همیشه در «انجام دادن» نیست، بلکه زمانی هم در «پرهیز کردن» است. به
عنوان مثال: عمل چشم چرانی اگرچه در ظاهر لذت آور است، لذت آن در مقابل لذت و شیرینی
ترکش چیزی به حساب نمی آید، چنان که حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل می کند که
خداوند متعال فرمود:

 

نظر حرام، تیری مسموم از تیرهای ابلیس است، هر کس
از ترس من دیده از نامحرمان بپوشد، به جای آن ایمانی به او می دهم که لذت آن ایمان
را در قلب خود بیابد.

 

;اگر لذت ترک لذت بدانی  ;دگر لذت نفس، لذت نخوانی 

 

سعدی

3. احیای ارزش ها

ملاک دیگر شادی مؤمن، احیای ارزش هاست؛ یعنی
انسان مؤمن هرگاه عملی انجام داد که پس از آن ارزشی از ارزش های دین الهی زنده شد،
آن گاه با تمام وجود خوشحال و شادمان می شود، به عنوان مثال: هرگاه به عهدی که می
بندد وفا کند، یا در راه خدا در برابر مشکلات طاقت فرسا ایستادگی از خود نشان دهد
و یا زمانی که از فرط خستگی رمق ایستادن و صبر و تحمل برای انجام کاری را ندارد،
با این حال حاضر نمی شود حق دیگری را ضایع سازد، احساس لذت و شادابی ای به او دست
می دهد که با هیچ لذت دیگری برابر نیست. امام صادق علیه السلام می فرماید: «شادی،
به سه خصلت است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاری ها و مشکلات.»و
رفتار حضرت علی علیه السلام ، به عنوان پیشوای مؤمنان نیز ناظر بر این مسئله است؛
در شبی که بنا شد حضرت علی علیه السلام در جای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
بخوابد تا حضرت از تیغ دشمنان در امان بماند، از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید:
اگر من در بستر شما بخوابم، جان شما به سلامت خواهد بود؟ وقتی پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله جواب مثبت داد، حضرت علی علیه السلام لبخندی زد و به شکرانه این
توفیق سجده کرد.

 

4. احیای حق و از بین رفتن باطل

مؤمن هرگاه با صحنه ای روبه رو شود که حقی در
آنجا زنده می شود و یا باطلی از بین می رود، نشاط درونی به او دست می دهد، همان
طور که امام علی علیه السلام می فرماید:

 

اما بعد، انسان گاهی مسرور می شود، به خاطر رسیدن
به چیزی که هرگز از دستش نمی رود و گاهی محزون می شود به خاطر از دست دادن چیزی که
هرگز به آن نمی رسد، پس باید شادی تو به خاطر احیای حق یا نابودی باطل باشد.

 

اگر کمی در این حدیث بیندیشیم، درمی یابیم که شادی
های روزانه ما بیشتر، از همان دسته اول است، در حالی که شادی واقعی شادی به احیای
حق است.

 

فواید شادی

شادی فواید بسیاری دارد که به دو نمونه مهم آن
اشاره می کنیم:

 

1. نشاط روحی

سرور و شادی موجب انبساط و بهجت روح می شود. مولای
متقیان، علی علیه السلام در این زمینه فرموده است: « شادمانی، موجب انبساط روح و
مایه وجد و نشاط است».

 

نشاط روح یکی از عوامل موفقیت در هر کاری، از
جمله رشد تحصیلی است. کسانی که به علت های گوناگون نشاط خود را از دست می دهند، نمی
توانند در تحقیق و تحصیل علم موفق باشند و حتی گاهی از آن دست می کشند. یا داشتن
شادی و انگیزه، در مسائل اقتصادی و توسعه و عمران یک کشور نقش آفرین است، به گونه
ای که برخی از کشورها برای بالا بردن میزان تولید، روحیه شادی و نشاط را در مدیران
و کارگزاران خود تقویت می کنند.

 

2. سلامتی بدن

فایده دیگر شادی، سلامتی بدن است. بسیاری از بیماران
با از دست دادن نشاطشان، روحیه خود را در برابر بیماری ها می بازند و فرصت مناسبی
به رشد بیماری می دهند، ولی افراد شاداب، با روحیه قوی در برابر بیماری ظاهر می
شوند و هرگز اجازه ورود، به آن نمی دهند.

 

یکی از پزشکان معتقد است:

 

شادی نه تنها نقش به سزایی در سلامتی بدن و درمان
بیماری های صعب العلاج جسمی و روحی دارد، بلکه می تواند از رشد و گسترش بیماری
سرطان در کمون اولیه جلوگیری کند.

 

سلامتی، از ارکان لازم و اساسی پیشرفت و کمال در
هر زمینه ای است و از همه مهم تر، زمینه مناسبی برای عبادت خداوند متعال فراهم می
آورد و فردی که سلامتی اش را از دست بدهد، فعالیت در راه رسیدن به آرمان های الهی
برایش دشوار خواهد بود.

 

عوامل شادی

همه مردم جویای شادی و زندگی خوش هستند، برخی
گمان می کنند با مال و ثروت می توانند به نشاط برسند، ولی این گونه موارد نمی
توانند شادی جاودانه ای را برای فرد تضمین کنند و پیوسته انسان به دنبال شادی جدید
و نو است. برای نزدیک شدن به فرمول شادی پایدار و ورود به شهر شادی، موارد و اصولی
راهگشا وجود دارد، همچون:

 

1. داشتن بینش صحیح نسبت به حوادث جهان

انسان می تواند دو گونه برداشت از جهان داشته
باشد؛ اول اینکه: جهان محل استراحت است و مشکلی وجود ندارد که در این بینش، ناملایمات
و بلاها، در انسان، بسیار تلخ و شکننده خواهد بود. دوم اینکه: انسان بپذیرد که
جهان، دار بلا، امتحان و ناخوشی هاست و چیزی پایدار نخواهد بود. افرادی که با بینش
اول به جهان می نگرند، اگر در بهترین شرایط زندگی هم باشند، باز زندگی برایشان سخت
است؛ زیرا زندگی همیشه بنابر خواسته انسان نیست و با بینش دوم، انسان به راحتی سختی
ها را می پذیرد و زندگی و تحمل سختی های آن برایش آسان می شود.

 

;آن یکی در کنج زندان مست و شاد  ;و آن یکی در باغ، ترش و بی مراد 

 

مولوی

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

 

روزگار دو روز است، روزی به نفع تو و روزی به ضرر
تو، پس اگر به سود تو بود، با بدمستی، کفران نعمت مکن و اگر به ضرر تو بود، غمگین
مباش.

 

مرحوم علامه طباطبائی رحمه الله در این زمینه شعر
زیبایی دارد که می فرماید:

 

;دوش که غم، پرده ما می درید  ;خار چو اندر دل ما می خلید 

;در بر استاد خرد پیشه ام  ;شکوه نمودم غم و اندیشه ام 

;گفت که در زندگی آرام باش  ;هان گذران است جهان شاد باش 

 

2. ایمان

مهم ترین عامل مسرت، ایمان است. نداشتن نگرانی و
اضطراب و رسیدن به اطمینان قلبی، اساس هر نوع شادی است و این فراهم نمی شود، مگر
با ایمان به قدرت خداوندی که سرچشمه همه نیکی هاست.

 

اعتقاد به رحمانیت حضرت حق و امکان گفت وگوی مستقیم
با او، چراغی از امید و اطمینان در درون فرد مؤمن برمی افروزد. روان شناسان مؤثرترین
داروی درمان بیماران را ایمان و دعا و امید می دانند.

 

یکی از دانشمندان می نویسد:

 

امروز جدیدترین علم، یعنی روان شناسی(روان پزشکی)،
همان چیزهایی را تعلیم می دهد که پیامبران به مردم می آموختند؛ زیرا آنان دریافته
اند که داشتن یک ایمان محکم، نگرانی، تشویش، هیجان و ترس را برطرف می سازد.

 

3. رضایت مندی

یکی از راه های عمده شاد زیستن و رفع غم و اندوه،
رضایت و خشنودی به قضا و قدر الهی است که در سخت ترین شرایط به مدد انسان می رسد و
تحمل پیشامدهای ناگوار را بر آدمی آسان می کند. مقصود از رضا، ترک اعتراض به
مقدرات الهی در ظاهر و باطن، به زبان و عمل است. امام علی علیه السلام فرموده است:
« به قضای خداوند خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی».

 

;یکی درد و یکی درمان پسندد  ;یکی وصل و یکی هجران پسندد 

;من از درمان و درد و وصل و هجران  ;پسندم آنچه را جانان پسندد 

 

بابا طاهر

کسی که روی دادن اتفاقات را تابع اراده حکیمانه
خداوند متعال و مستند به تقدیر و قضای الهی می داند، از پیشامدهای ناخوشایند نمی
هراسد و در برابر آنها از پروردگار یگانه ناسپاسی نمی کند و به جزع و فزع نمی
افتد، بلکه به این اصل توجه می کند که این حوادث، جزئی از نظام حکیمانه جهان است و
بنابر مصلحت و حکمت خداوندی رخ داده است و می دهد، ازاین رو با آغوش باز از آنها
استقبال می کند و کلمات فاضله ای، همچون صبر و توکل و تسلیم را به دست می آورد.

 

هرگاه روح امید درون کسی دمیده شود، برای همیشه
خشنود خواهد بود و به سوی مقصد الهی خویش، استوارتر گام خواهد برداشت و در نتیجه،
موفق خواهد شد؛ زیرا با هر مانعی که روبه رو می شود، نومید نمی گردد و با امیدواری،
موانع را از پیش پای خود برمی دارد. قرآن کریم نیز همگان را به امیدواری دعوت می
کند و می فرماید:

 

(ای پیامبر خدا) بگو ای بندگانی که بر خود ستم
کرده اید، هرگز از رحمت خداوند مأیوس نشوید، به درستی که خداوند، تمام گناهان را می
آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(زمر:53)

 

هرگاه انسان به آینده امید داشته باشد، در خود
احساس سبک بالی و آسودگی می کند و ملالت، خستگی فکر و شکست، او را آزار نمی دهد.

 

;شادی از این هفت می آید پدید  ;عشق و شور بینی، گذشت، آنگه امید 

;خیرخواهی و رضایت از خدا  ;شکر ایزد روز و شب در هر کجا

 

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩٠/۸/۱٠ - شمیم