شمیم دل
شورش جاوید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

  باز محرم فرا رسید و موعد دیدن جهان از دریچه ای آسمانی شد که محتشم با الهامش ظاهر و باطنش را به حق اینگونه توصیف کرد: باز این چه شورش است که در خلق عالم است- باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است... گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست- این رستخیز عام که نامش محرم است. نوبت عاشقی و دلدادگی فرا رسید. امروز یعنی 1371 سال پس از عاشورا میلیون ها دل در پی کاروان کوچکی روان است که همه آفرینش را در درونش داشته و در روزهای آغازین محرم سال 61 هجری پا به سرزمین کربلا گذاشت تا با صحنه آرایی هایی که داشت خلقت را تا ابدیت شرمنده خودش کند..........


دست ها آماده اند تا بر سر و سینه زنند، اشک ها در حال فوران هستند تا بر گونه ها جاری شوند و دل ها شاهد شعله ور شدن آتش مکتوم وجودشان هستند چرا که به فرموده محتشم: جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند- گویا عزای اشرف اولاد آدم است. آنهایی که از بام تاریخ به این کاروان و کاروانیان می نگرند و کربلای بی حسین عصر عاشورا از نظرشان می گذرد و حبیب کهنسال و سپید ابرو را می بینند، حر خجالت زده و نادم را می بینند، زهیر و بریر را می بینند، چهره ماه نمای حضرت قاسم یادگار امام حسن(ع) را می بینند، علی اکبر(ع) اشبه الناس به پیامبر(ص) و زداینده دلتنگی های اهل بیت(علیهم السلام) را می بینند، چهره معصوم و تبسم های شیرین علی اصغر شش ماهه را می بینند، ماه بنی هاشم دریای معارف و معرفت فخر عرب و عجم عباس بن علی(ع) را می بینند، عمه سادات عالمه بدون معلم حضرت زینب(س) سیراب شده از سرچشمه معارف الهی حضرت زهرا(س) را می بینند، زین العابدین(ع)، سیدالساجدین علی بن حسین، امام چهارم(ع) را می بینند و حرص، طمع، قساوت، ددمنشی و درنده خویی سپاه عمربن سعد پلیدترین خلائق را می بینند. این همه و آنچه را که از ظهر تا عصر عاشورا و پس از آن می گذرد و هیچ قلمی حاضر و قادر به وصف آن نیست و هیچ ذهن و خیالی مایل به بازآفرینی اش نمی باشد، آنها را وامی دارد تا حسین قافله سالار این قافله از ادامه حرکت بازماند و بازگردد، اما قافله سالار عزم رفتن دارد و آنچه که شاهدان را وامی دارد تا از وی بخواهند بازماند و بازگردد در عزم او خللی ایجاد نمی کند. حسین(ع) باید برود. حسین(ع) از چیزی آگاه است و وظیفه ای به عهده دارد که او را به رفتن می خواند ولو اینکه فجیع ترین حوادث در مسیر و کمینش باشد.
درباره رفتن امام حسین(ع) به کربلا قرن ها صحبت شده است که بدون اغراق رساترین و متقن ترین آن سخنان امام خامنه ای (مدظله العالی) است. معظم له در تبیین این نهضت ماندگار فرمودند: «نه می توانیم بگوییم که حضرت، قیام کرد برای تشکیل حکومت و هدفش تشکیل حکومت بود، و نه می توانیم بگوییم حضرت برای شهید شدن، قیام کرد؛ چیز دیگری است... آن کسانی که گفته اند، هدف حکومت بود، یا هدف، شهادت بود، میان هدف و نتیجه خلط کرده اند؛ نخیر، هدف اینها نبود. امام حسین(ع) هدف دیگری داشت، منتها رسیدن به آن هدف دیگر، حرکتی را می طلبید که این حرکت یکی از دو نتیجه را داشت؛ حکومت یا شهادت. البته حضرت(ع) برای هر دو هم آمادگی داشت؛ هم مقدمات شهادت را آماده کرد و می کرد؛ هم مقدمات حکومت را آماده کرد و می کرد؛ هم برای این توطین نفس می کرد، هم برای آن. هر کدام هم می شد، درست بود، ایرادی نداشت؛ اما هیچ کدام، هدف نبود، دو نتیجه بود. هدف چیز دیگری است... پس هدف، عبارت شد از انجام این واجب؛ که حالا شرح می دهم این واجب چیست... پیغمبر
اکرم(ص) و هر پیغمبری که می آید یک مجموعه احکام را می آورد. این احکامی که می آورد، بعضی فردی است... بعضی اجتماعی است... مجموعه احکامی است که به آن نظام اسلامی می گویند... اسلام این نظام را به وسیله پیامبر اکرم(ص) آورد و در جامعه آن روز بشر پیاده کرد... خوب، سوالی در اینجا باقی می ماند و آن، این که اگر این قطاری را که پیغمبر اکرم(ص) بر روی این خط، به راه انداخته است، دستی، یا حادثه ای آمد و این قطار را از خط خارج کرد، تکلیف چیست؟
اگر جامعه اسلامی منحرف شد، اگر این انحراف به جایی رسید که خوف انحراف کل اسلام و معارف اسلام بود، تکلیف چیست؟ ... پس هدف، عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامی به خط صحیح. چه زمانی؟ آن وقتی که راه عوضی شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانت کسانی، مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است... پس می توانیم این جور جمع بندی کنیم، بگوییم: امام حسین(ع) قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامی است، انجام بدهد...» امام خامنه ای(مدظله العالی) در بخش دیگری از این سخنان به نسبت قیام امام خمینی(ره) با قیام امام حسین(ع) پرداختند و فرمودند: «کاری که در زمان امام حسین(ع) انجام گرفت،  نسخه کوچکش هم در زمان امام ما انجام گرفت، منتها آنجا به نتیجه شهادت رسید، این جا به نتیجه حکومت رسید. این همان است؛ فرقی نمی کند. هدف امام حسین(ع)، با هدف امام بزرگوار ما یکی بود.» از این بحث مفصل که گزیده هایی از آن ذکر شد، علت اصلی قیام امام حسین(ع) مشخص شد و از رهگذر آن معلوم شد که هرگاه توطئه و دسیسه شیاطین و دنیاپرستان دین را از مسیر اصلی خارج کرد و به انحراف کشاند وظیفه مردان الهی و تک سواران عرصه دیانت و معرفت چیست و باید چگونه عمل کنند. امام خمینی(ره) که درس آزموده مکتب حسین(ع) است، وضعیت جامعه اسلامی را که به دست شیادان و دغلبازان افتاده و به انحراف کشیده شده بود، خوب تشخیص داد و به فراست تمام دریافت، دشمن اسلام را از محتوایش خالی کرده و چیزی نمانده که نامش را نیز از میان بردارد؛ درنگ را جایز ندانست و با احساس تکلیفی که سنگینی آن بر دوشش از مواضع بی ملاحظه و به دور از واهمه اش، پیدا بود قیام حسینی اش را آغاز کرد و با ساقط کردن حکومت پهلوی و پیروزی به انجام رساند. قیام امام حسین(ع) منجر به شهادت الهام بخش و برانگیخته کننده شد و قیام امام خمینی(ره) به پیروزی و تأسیس حکومت اسلامی انجامید؛ حالا این پرسش مطرح است که با توجه به قیام امام حسین(ع) و شهادت آن امام بزرگوار و یاران باوفایش وظیفه اصلی جمهوری اسلامی چیست و چگونه باید آن را انجام دهد؟ پاسخ خلاصه این است که امام حسین(ع) با قیامش و مسائل مهمی که در طول شکل گیری قیام فرمودند و علت اصلی آن را در چند موقف بیان کردند وظیفه اصلی حکومت هایی را که بر مبنای اسلام شکل می گیرند، مانند جمهوری اسلامی ایران مشخص کردند. اصلی ترین وظیفه این حکومت ها از جمله جمهوری اسلامی ایران حفظ حکومت به منظور صیانت از اسلام ناب است و این مسئله آنچنان اهمیت دارد که برای تحقق آن باید کار حسینی کرد و اگر امروزه از موهبت بزرگی چون داشتن ابوالفضل العباس، علی اکبر، قاسم، عون، جعفر، حبیب، مسلم، زهیر، بریر و ... محروم است، میلیون ها دلاور بسیجی دارد که از آن بزرگان درس آموخته اند، به آنها عشق می ورزند و آرزو دارند مانند آنها در راه اعتلای اسلام عزیز جانبازی کنند و به شهادت برسند. شور حسینی که امروز در خلق ایران قرار دارد گاهی به شکل اشک و گاهی به شکل خون به عشق حسین جاری می شود تا راه و مکتب حسین زنده تر از گذشته، کابوس ستمگران و دنیاپرستان باشد. ان شاء الله

به نقل از صبح صادق

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩٠/٩/٧ - شمیم